العلامة المجلسي

984

حياة القلوب ( فارسي )

فصل دوم در بيان قصهء گذشتن آن حضرت به وادى موران وساير معجزات آن حضرت كه در باب وحوش وطيور به ظهور پيوسته است حق تعالى وحى فرموده است كه وَحُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ وَالطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ يعنى : « جمع كرده شد براي سليمان لشكرهاى أو از جنّيان وآدميان ومرغان پس أول وآخر ايشان به يكديگر پيوسته شد كه پراكنده نباشند » ، حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ « تا چون گذشتند بر وادى موران گفت مورى كه : اى گروه موران ! داخل شويد در خانه‌هاى خود تا در هم نشكنند شما را سليمان ولشكرهاى أو به ناداني » ، فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها وَقالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلى والِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ « 1 » « پس سليمان تبسّم كرد وخندان شد از گفتار أو وگفت : پروردگارا ! مرا الهام كن وتوفيق بده كه شكر نمايم نعمت تو را كه انعام كرده‌اى بر من وبر پدر ومادر من واينكه بجا آورم عمل شايسته‌اى كه بپسندى آن را وداخل گردان مرا به رحمت خود در ميان بندگان شايستهء خود » . بعضي گفته‌اند : اين وادى بود در طايف ؛ وبعضي گفته‌اند كه : در شام بود « 2 » .

--> ( 1 ) . سورهء نمل : 17 - 19 . ( 2 ) . مجمع البيان 4 / 215 .